ارغوان جام عقيقي به سمن خواهد داد ::: چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد

 

 

پرنده

                  بهار  

تا توانی دفع  غم از خاطر غمناک کن

در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن

 

الهی
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راه


ادامه مطلب
  • یکشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۳
  • نويسنده: صارمی

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

 
pic

زندگي خالي نيست:
مهرباني هست، سيب هست، ايمان هست.
آري
تا شقايق هست، زندگي بايد كرد
.


ادامه مطلب
  • جمعه یکم مهر ۱۳۹۰
  • نويسنده: صارمی

قربان صداقت و صفای خودمان.........ماییم و دل پاک و خدای خودمان

 در شهر شما نمیتوان عاشق شد...........بیا برویم به روستای خودمان

  • پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴
  • نويسنده: صارمی
فلش افکت گل رقص نور9


ادامه مطلب
  • چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳
  • نويسنده: صارمی

p

برایت سال خوشحالی ، که باشد حال تو عالی

برایت تخمه وفندق ، طلاو نقره در صندوق

برایت پسته ها در باز ، برایت خانه ای دلباز

برایت ماهی وسبزه ، کبابی خوب خوشمزه

برایت پرتقال وسیب ، تراول های نو در جیب

برایت اجیل وبادام ، برایت خاطری آرام

برایت بهترین ماشین ، برایت کلفتی از چین

برایت بهترین همسر ، که بگذارد تو را بر سر

برایت ده پسر دختر ، یکی از دیگری بهتر

برایت بالشی از پر ، برایت کیسه های زر

برایت عطر وبوی مشک ، سه گونی اسکناس خشک

برایت شربتی از قند ، همیشه بر لبت لبخند

برایت کار وبارجور ، خبر های خوشی از دور

در آخر صدسفر پرواز

کنی سال خوشی آغاز

سال نو پیشاپیش مبارک

  • چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳
  • نويسنده: صارمی
ضرب المثل - علی آباد هم شهر شده

هرگاه بخواهند کسی را از لحاظ مقام و فضل و ثروت و جز این­ها تحقیر یا تخفیف کنند از باب تعریض و کنایه به عبارت مثلی بالا استناد کرده و می­گویند: علی آباد هم شهر شده ! یا به اصطلاح دیگر «خیال می­کنه علی آباد هم شهری شده.

علی آباد در ابتدا قهوه خانه­ ی بزرگی بود که اطاق­های متعدد برای مسافرین و چندین اصطبل و طویله برای چهار پایان داشت. ساکنان مناطق شرقی مازندران، محصولات صادراتی خویش از قبیل برنج و پنبه و کنف و کارهای دستی و شیر و پنیر و تافته را از طریق علی آباد و دره­ی سواد کوه به تهران و شهر تاریخی ری و فلات مرکزی و جنوبی ایران حمل می­کردند.

قهوه خانه­ی علی آباد در واقع شب منزل کاروان­ها و چهارپایان بود و به علت اهمیت موقعیتش تدریجا توسعه پیدا کرده و مسکن و مسافرخانه­های زیادی در اطراف آن ساخته شده است به طوری که پس از چندی به صورت یک بلده کوچک درآمد. منتها چون صورت شهری نداشت به علت رطوبت هوا و ریزش باران­های متوالی مخصوصا عبور و مرور هزاران راس اسب و قاطر و الاغ که شبانه روز ادامه داشت هوای آن همیشه کثیف و آلوده و راه­ها و کوچه­های تنگ و باریک آن همواره پر از گل و لجن بوده که عبور از داخل بلده را مشکل می­کرده است، به همین خاطر اگر کسی در آن عصر و زمان خود را علی آبادی معرفی می­کرد و یا از مناظر و یا زیبایی­های آن سخنی می گفت از آن­جا که علی آباد قهوه خانه ای بیش نبوده است از باب طنز و کنایه می گفتند: علی آباد هم شهر شده

 
  • چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳
  • نويسنده: صارمی

درست کردن گل شبیه فنجان

p

تصاویر دیگر

  • چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳
  • نويسنده: صارمی

معما - تخم مرغ

دو پدر و دو پسر به پیك نیك می روند در مقصد موقع صبحانه می بینند سه تخم مرغ دارند، این سه را تقسیم می كنند و به هر كدام یك عدد تخم مرغ می رسد. چگونه چیزی ممكن است؟

پاسخ معما در ادامه


ادامه مطلب
  • چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳
  • نويسنده: صارمی
مطالب قديمي‌تر