ارغوان جام عقيقي به سمن خواهد داد ::: چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد

 

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً 

پرنده

                  بهار  

نوحه

فلش نوحه روی آن کلیک کنید

الهی
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راه


ادامه مطلب
  • یکشنبه بیست و دوم تیر 1393
  • نويسنده: صارمی

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

 
pic

زندگي خالي نيست:
مهرباني هست، سيب هست، ايمان هست.
آري
تا شقايق هست، زندگي بايد كرد
.


ادامه مطلب
  • جمعه یکم مهر 1390
  • نويسنده: صارمی
pic

غزل 27

در دير مغان آمد يارم قدحی در دست

مست از می و ميخواران از نرگس مستش مست

 

در نعل سمند او شکل مه نو پيدا

وز قد بلند او بالای صنوبر پست

 

آخر به چه گويم هست از خود خبرم چون نيست

وز بهر چه گويم نيست با وی نظرم چون هست

 

شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست

و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست

 

گر غاليه خوش بو شد در گيسوی او پيچيد

ور وسمه کمانکش گشت در ابروی او پيوست

 

بازآی که بازآيد عمر شده حافظ

هر چند که نايد باز تيری که بشد از شست

  • پنجشنبه ششم آذر 1393
  • نويسنده: صارمی
فلش حباب های رنگارنگ تند


ادامه مطلب
  • پنجشنبه ششم آذر 1393
  • نويسنده: صارمی
فلش ساعت تیکه های نگاتیو فیلم


ادامه مطلب
  • پنجشنبه ششم آذر 1393
  • نويسنده: صارمی
فلش ساعت و روز شمار میلادی شبیه کیلومتر سنج


ادامه مطلب
  • پنجشنبه ششم آذر 1393
  • نويسنده: صارمی
pic

غزل 26

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

پيرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

 

نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان

نيم شب دوش به بالين من آمد بنشست

 

سر فرا گوش من آورد به آواز حزين

گفت ای عاشق ديرينه من خوابت هست

 

عاشقی را که چنين باده شبگير دهند

کافر عشق بود گر نشود باده پرست

 

برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگير

که ندادند جز اين تحفه به ما روز الست

 

آن چه او ريخت به پيمانه ما نوشيديم

اگر از خمر بهشت است وگر باده مست

 

خنده جام می و زلف گره گير نگار

ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست

  • چهارشنبه پنجم آذر 1393
  • نويسنده: صارمی
فلش ساعت و روز شمار میلادی با سایه های خورشیدی


ادامه مطلب
  • چهارشنبه پنجم آذر 1393
  • نويسنده: صارمی
مطالب قديمي‌تر